بوی عیدی...
بوی عیدی....بوی توپ....بوی کاغذ رنگی
بوی تند ماهی دودی وسط سفره نو
بوی یاس جا نماز ترمه مادربزرگ
با اینا زمستونو سر می کنم...با اینا خستگیمو در می کنم
هر وقت بوی بهار میاد اول من یک ذره گریه می کنم یاد سالی که گدشت یاد ادمایی که بودن و نیستن یاد حوادث خوب و بد...
بعد از پنجره بیرونو نگاه می کنم...از طبیعت امید رو یاد میگیرم...و به فلسفه جهان در گذر است فکر می کنم و دوباره شروع می کنم
سال نو مبارک
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم اسفند ۱۳۸۸ ساعت 10:45 توسط Shahryar Noei
|