هوالباقي
وقتي كه يه بچه ميخواد به دنيا بياد همه خوشحالن... خيلي مراقبشن... خلاصه همه چي خوبه...
اون بچه كم كم بزرگ ميشه... بعضي وقتا دعوا ميكنه... كتك ميخوره... و... و... و...
تا اينكه بزرگ ميشه... وقتي بزرگ شد ديگه مثل قبل بهش توجه نميكنن... يه سري دوست واقعي براش ميمونه كه باهاش رفت و آمد دارن و بس...
ديگه مثل قبل محبت نميبينه... اما باز هم به راهش ادامه ميده... تا اينكه كم كم سنش ميره بالا...
وقتي با آخراي خط ميرسه... باز همه بهش توجه ميكنن... بهش محبت ميكنن... و... و... و...
تا اينكه ميميره... وقتي مرد... سوم... هفتم... حداكثر چهلم... بعد از يه سال به جز افرادي خاص بقيه فراموشش ميكنن...
و اما...
و اما سرنوشت وبلاگ هايي مثل وبلاك ما هم همين طوره... البته اين ناراحت كننده نيست به نظرم... مسير زندگي اينجوره!
اين وبلاگ پر از خاطراته... براي همه ما...
پس خوبه بعنوان فاتحه... حداقل سالي يه بار سري بهش بزنيم و يه كامنت بزاريم... يه كامنت به سلامتي تمام دوستامون... به سلامتي دانشگاه خواجه نصير... به سلامتي گرايش برق... و به سلامتي كسايي كه دوستشون داشتيم...
اميدوارم همتون، هميشه خوش باشين... پيشرفت كنين... عاشق شين... ازدواج كنين... و... و... و...!
عاشق همتونم...
به اميد ديدار دوباره
3>