من بارها گفته‌ام که این آیه قرآن آیه خیلی مهم و آموزنده‌ای است. اتفاقاً جالب است که نظیر این آیه در متن «مهابهارات» درآئین هندو هم آمده است. ولی آنجا به صورت تاریخی نقل نشده، قرآن به صورت تاریخی گفته است: «اتخذوا احبارهم و رهبانهم ارباباً من دون‌الله» یعنی یهودیان و مسیحیان روحانیون خود را علاوه بر خدا می‌پرستیدند. یکی از صحابه امام باقر(ع) یا امام صادق(ع) شک از بنده است، از امام می‌پرسد: آیا واقعاً علماء یهود از آنها می‌خواستند که شما ما را بپرستید؟ امام در جواب می‌گویند: «لاوالله» نه به خدا سوگند ! نه عالمان دینی‌شان می‌گفتند ما را غیر از خدا بپرستید و نه اگر چنین می‌گفتند مردم قبول می‌کردند. آن گاه صحابه می‌پرسد: پس چرا قرآن چنین می‌گوید؟ امام در جواب می‌گویند: اینها معامله‌ای را که انسان با خدا باید انجام دهد با علمای دین‌شان می‌کردند.

تنها خداست که باید سخنانش را بلادلیل پذیرفت. وشما سخن هر کسی را بلادلیل بپذیرید او را پرستیده‌اید. تعبدگرایی به این صورت شرک است. بت‌پرستی است. ما حق نداریم غیر از خدای متعال سخن کس دیگری را بلادلیل قبول کنیم. تنها خداست که : «لایسئل عمایفعل» تعبیر «وهم یسئلون». فقط خداست که از او نمی‌پرسند که چرا کردی؟ چگونه کردی؟ چون کردی؟ اگر سخن روحانیون را هم بدون دلیل پذیرفتیم در واقع روحانی‌پرست شده‌ایم.